ابو القاسم راز شيرازى
625
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
پيش از خلقت ماء و عرش و كرسى و سماوات و ارض و لوح و قلم و جنّت و نار و ملائكه و « آدم » و « حوّاء » ، به چهارصد و بيست و چهار هزار سال - و چون خلقت فرمود اين نور پاك را ، باقى ماند دو هزار سال در حضور حقّ تعالى واقف ، و تسبيح و تحميد مىكرد او را . و حقّ - تعالى و تبارك - نظر فرمود به سوى او و فرمود : « يا عبدى ! انت المراد و انت المريد ، و انت خيرتى من خلقى ، و عزّتى و جلالى ، لولاك لما خلقت الافلاك ، من احبّك احببته ، و من ابغضك ابغضته » « 40 » . پس متلألئ شد آن نور و مرتفع گرديد شعاع آن ؛ و خلق فرمود از شعاع آن ، دوازده حجاب ، كه تفصيل آنها در حديث ، مذكور است ، و مأمور شد دخول در آنها [ را ] ؛ در حجاب اوّل ، دوازده هزار سال ، و در هر حجاب ، هزار سال كمتر ، تا حجاب دوازدهم هزار سال . بعد ، خلقت فرمود از همين نور پاك ، بيست دريا از نور كه در هريك علومى بود كه نمىدانست آن را مگر خداوند . پس امر فرمود به دخول در اين بحار ، به ترتيب . پس چون بيرون آمد از آخر درياها ، حقّ - جلّ و علا - فرمود : « يا حبيبى و يا سيّد رسلى و يا اوّل مخلوقاتى و يا آخر رسلى ! انت الشّفيع يوم المحشر » « 41 » . پس آن نور به سجده افتاد ، بعد برخاست ؛ « متقاطر شد » « 42 » از آن ، يكصد و بيست و چهار هزار قطرهء نور ؛ پس خلق فرمود از هر قطره از قطرات انوار ، روح پيغمبرى را از انبياء . پس بودند
--> ( 40 ) - اى بندهء من ! تو مراد و مقصود منى و هم تو خود مريدى ، و تو برگزيدهء آفريدگان منى ! به عزّت و جلالم سوگند ، اگر تو نبودى افلاك ( عالم وجود ) را نمىآفريدم ؛ آنكس كه تو را دوست دارد من او را دوست دارم و آن كس كه تو را دشمن دارد من او را دشمن دارم : « الانوار » : 5 ، « بحار الانوار » 15 : 28 ، 57 : 199 ( 41 ) - اى دوست من و اى سرور پيامبران من و اى نخستين آفريده از آفريدگان من و اى آخرين پيامبران من ! تو شافع روز محشرى : « بحار الانوار » 15 : 29 ، 57 : 200 ( 42 ) - چكيدن گرفت .